تبليغاتX
ازدواج موفق
لطفا" آن چه درباره وبلاگ شرح داده شده را بخوانید.

توصیه مهمی که می توان به زوج های جوان کرد این است که : بعد از ازدواج هرگز سریعا" اقدام به بچه دار شد ن ننمایند.

سعی کنید درزند گی زناشویی در وهله اول خود تان و همسرتان را کاملا" بشناسید و وقتی به مرحله ای رسید ید که یکدیگر را کا ملا" درک کرد ید و با هم تفاهم داشتید واحساس کردید واقعا" خوشبخت هستید آن وقت اقدام به تقسیم این خوشبختی نمایید. البته منظوراز خوشبختی آن سعاد ت اولیه که دراوایل اکثرازدواجها هست نمی باشد. زیرا د رابتدا خیلی ها احساس می کنند سعاد تمند هستند ولی متاسفانه بعد ازمد تی مشکلا ت شروع می شود.

 مهم رسید ن به یک درک کامل ازیکد یگر و بلوغ فکری است که شخص بتواند تشخیص دهد فرد کامل و خوشبختی است ودراین حالت قدرت وتوانایی این راهم دارد که فرد د یگری را به د نیا بیاورد واوراهم سعاد تمند نماید .

تا وقتی جوانهای ما خودشان نیازمند تربیت هستند چگونه می توانند مربی باشند؟ متاسفانه پدرها و مادرهایی را می بینیم که هنوز خود شان نیازمند نصیحت و تربیت هستند واز پس مشکلا ت خود بر نمی آیند ولی بچه هم دارند!

متاسفانه بارها شنیده شده وقتی زوجی با هم مشکل دارند بزرگترها می گویند بگذارید بچه دار شوید مشکلا ت خود به خود حل می شوند و پا قدم بچه خوب است وازاین جور حرفها... که به نظر من خیانت به بچه می باشد.چه بسا بچه ای به دنیا بیاید و مشکلا ت که حل نشد هیچ، بیشترهم شود. این بچه های طلا ق و بچه هایی که گرفتار آسیب های اجتماعی هستند نتیجه همین نوع دید گاه های غلط می باشد.

به جوانان توصیه می شود قبل از هر چیزخود وهمسرشان را بشناسند وبه درک و شعور برسند بعد که احساس کرد ند بالغ شده اند ومی توانند خود مربی باشند، آن وقت با مطالعه و بررسی تمام جوانب پزشکی، جسمی، روحی واخلا قی و روانشناسی و محیطی واقتصادی وغیره اقدام به بچه دار شد ن نمایند. و چشم بسته چنین  مسئولیت مهمی را نپذ یرند. و بدانند بچه داری فقط تهیه خورد و خوراک و پوشاک و... نیست بلکه هزار و یک ریزه کاری دارد که می توانند با مطالعه و تحقیق با آنها آشنا شوند.

مطمئن باشید همسرانی که خوشبخت هستند می توانند پد ران و ماد ران خوبی باشند. یعنی در وهله اول عشق بین دو نفر مهمتر است زیرا تا زمانی که خود تان خوشبخت نباشید هرگز نمی توانید د یگری را خوشبخت نمایید.

+ نوشته شده در  85/11/23ساعت 10:38  توسط نسرین ابراهیم زاده | 

یکی از دوستان خواسته بود در مورد مهریه و عندالمطالبه بودن آن نظرم را بگویم.

من نظر شخصی خود را درباره مهریه درابتدای مباحث این وبلاگ عنوان کرده ام ودر کل با مهریه مخالف هستم. ولی علیرغم نظر من و امثال من سنتی در جامعه ما وجود دارد بنام مهریه که دستخوش مسائل گوناگونی از جمله چشم هم چشمی و ... شده است و در حال حاضر هم برای عده ای معضلی به حساب می آید.

قبل از پرداختن به این بحث دوست دارم اول معنای حق و حقوق را از نظر خودم مشخص کنم. حق یعنی چه؟

بنظر من حق چیزی است که اکثریت افراد یک جامعه طبق قانون یا عرف آن جامعه آن را مختص شخص یا گروهی می دانند و خود را موظف به ادای آن می پندارند و حتی اگر درحق کسی اجحاف شد و ظلمی روا شد هم فرد و هم قانون و مردم خود را موظف به دفاع از حق دانسته و این نوع دفاع یک امر پسند یده نیز تلقی می گرد د. و انسان محترم کسی است که با میل و رغبت به حقوق د یگران احترام بگذارد و حقوق کسانی را که موظف است ادا نماید. و همیشه در سخنان بزرگان نیز توصیه شده که هرگز اجازه ندهید حقتان پایمال شود زیرا این ا مر باعث ظالم پروری می شود وازقدیم هم گفته اند حق دادنی نیست و گرفتنی است لذا درراه آن کوشا باشید.

بااین مقدمه برویم برسربحث اصلی خود یعنی حقوق زنان در جامع ما! که من بارها گفته ام و می گویم که حقوق زن در جامعه ما ناد یده گرفته شده و مسبب اصلی آن هم قانونگذا ران محترم جامعه هستند. درزمینه های سیاسی و اجتماعی بحثی نمی کنم چون تخصصی ندارم وازطرفی معتقد م گوش شنوایی هم وجود ندارد. ولی در مباحث خانوادگی چند مثال کوچک می زنم. البته در ظاهرودر حد کلام و شعار و نه در حد عمل حقوقی برای زنان در نظر گرفته شده است که اگر کسی از دور که به آداب وسنن کشور ما مشرف نباشد نظاره کند حتما" خواهد گفت عجب جامعه آرمانی ! زنان در این جامعه چقدر دارای منزلت و جایگاه والایی هستند!

ولی منی که در این جامعه زندگی می کنم با تمام وجود حس می کنم همه حقوق من به عنوان یک زن در حد شعار و کلام است و در عمل چیزی دیده نمی شود. به عنوان دلیل یکی از مثالهای بسیار ساده و ملموس را عنوان می کنم.

همیشه گفته اند در سنت ما اینگونه است که زنان حق دارند در قبال کار در خانه و یا شیر دادن به فرزند خود از همسرشان حقوق دریافت نمایند!

در نگاه اول واقعا" امتیاز قابل توجه ای است!

ولی شما وجدانا" چند مرد را می شناسید که با میل و رغبت خود به همسرشان گفته باشند که چون ما با هم پیمان زناشویی بسته ایم لذا حقوقی به تو تعلق می گیرد و من موظف به ادای آن هستم.! همانطور که یک فرد اگر در اداره ای بنا به قراردادی کار کند هر ماه حقوق خود را دریافت می کند لذا تو هم هر ماه این حقوق را بابت کار خانه و شیر دهی فرزند مان قبول کن!

من که تا به حال چنین چیزی را ندیده و نشنیده ام. اگر هم زنی درخواست چنین حقی را داشته در شرایطی بوده که روابط زناشویی تیره و تار بوده و زن بر اساس لجبازی و دعوا و مرافه چنین حقی را طلب کرده است حال چقدر موفق به دریافت شده بماند!

ولی شما شرایط خانواد گی را در نظر بگیرید که مملو از عشق و صلح و آرامش است. در چنین شرایطی اگر زنی درخواست حقوق از همسرش بکند چه پیش می آید؟ بنظر من اولین واکنش این است که مرد ادعا می کند  همسرش دیگر دوستش ندارد و پیامد این نوع نگرش عکس العملهای متفاوتی می تواند باشد که حداقل آن اخم وسردی است که کم کم در محیط خانه جایگزین می شود. و از طرفی هر کس هم که بشنود می گوید عجب دوره زمانه ای شده! عاطفه و عشق مرده! دوره آخرالزمان شده! زن هم زنهای قدیم! و هزار برچسب دیگر که همراه آن نگرش همسر و اطرافیان موجب می شود کانون گرم خانواده تبد یل به محیطی سرد و خالی از محبت شود.

که در این حالت زن بیچاره از خیر حق و حقوق خود می گذ رد!

سوال من این است : این چه حقی است که من به عنوان یک زن وقتی می خواهم از آن استفاده کنم هزار و یک دید گاه و برچسب و پیامد دارد؟ مگر نه این که حقی متعلق به من است و باید با رغبت ادا شود و حتی اگر ظلمی شد باید د یگران هم مدافع من باشند! نه این که هزار حرف و حد یث و توجیه به دنبالش باشد و درآخرهم اگر مصر باشم باید تاوان آن را حداقل با یک سردی در خانواده بپردازم.!

این چنین است که من می گویم حقوق ما زنان در حد تعارف است و یک شعار محسوب می شود!

و جالب تر این است که بسیاری از جامعه شناسان و کارشنا سان ما در میزگردها و صحبتهای خود عنوان می کنند که زنان ما به دلیل داشتن عواطف انسانی و والا از حقوق خود در خانواده صرف نظر می کنند و با میل و رغبت و بدون هیچ چشم  داشتی خود را وقف خانواده می نمایند.

این هم از آن هندوانه هایی است که زیر بغل زنها می گذارند که دیگر هوس حق طلبی با توجه به آن قوانین کذایی را نکنند!!

این یک مثال ساده بود . یکی دیگر از حقوق زنان که در جامعه ما بحث برانگیز شده مسئله مهریه است. که این تنها حقی است که جدیدا" زنها می توانند کمی به آن دلخوش باشند. البته باز هم تاکید می کنم دلخوشی آن هم در شرایطی است که کانون گرم و عاشقانه ای دیگر وجود نداشته باشد. زیرا همه زنهایی که مهریه خود را مطالبه می کنند دچار مشکلا تی در زندگی شده اند که من به دلایل آن کاری ندارم فقط می دانم که زنان در گیر با مشکلا ت زناشویی که زندگی خود را در ورطه نابودی می دانند برای احقاق حق و یا نجات خود اقدام به مطالبه مهریه می کنند. (صرف نظر از تعداد بسیار اندکی از آنهایی که کلاهبردار محسوب می شوند) که این امر برای آقایان ما که تمام حقوق جامعه متعلق به آنهاست نیز گران آمده و به همین دلیل هزار و یک میز گرد و برنامه و مقاله و... ترتیب داده اند که قانونگذاران محترم جامعه را هم که از صنف آقایان هستند مجاب کنند تا این حق را از خانمها بگیرند یا برای آن حد قرار دهند!!

این مهریه هم جزء همان حقوق کذایی محسوب می شود و در حد تعارف است زیرا بسیار به ندرت دیده و شنیده ام که مردی خودش مهریه زنش را با کمال میل پرداخت کند البته این هم در مواردی بوده که مبلغ مهریه بسیار کم بوده است. در مورد مبالغ بالاتر من شخصا" چنین رویدادی را ندیده ام .

اگر زنی در زمان اوج عشق و علا قه مهریه خود را مطالبه کند مرد عاشق پیشه فورا" موضع خود را تغییر داده و ادعا می کند که اگر من را دوست داشتی چنین کاری نمی کردی! و کسی نیست بگوید آقای محترم تو اگر زنت را دوست داری چرا حق قانونی اش را ادا نمی کنی؟ پیامدهای یک چنین درخواستی را انصافا" خود تان مجسم کنید!

در هنگامی که زنان به هزار و یک د لیل موجه یا غیر موجه اقدام به مطالبه مهریه می کنند آقایان محترم که در بد و ازدواج با میل و رغبت این نوع قرارداد را امضاء کرده اند ناراحت شده وهربهانه ای را می تراشند وطفره می روند که این حقی را که خودشان قبول کرده اند ادا ننمایند. وبسیاری ازآنها ادعا می کنند که استطاعت پرداخت مهریه را ندارند و به موجب همین امربه زندان می روند. به نظرمن مردی که در شروع زندگی زناشویی استطاعت ندارد واحتمال هم می دهد که این استطاعت را بدست نیاورد ولی  مهریه ای را قبول می کند که می داند هرگز توان پرداخت آن را ندارد و سند ازدواج را امضاء می نماید .یک چنین مردی یک آد م متظاهر و ریاکار و دروغگو و به نوعی کلاهبردار است .که به موجب همین گناهان مستوجب کیفر می باشد و باید لا اقل مجازاتی چون زندان برایش در نظر گرفته شود تا د رس عبرتی برای بقیه باشد. ولی متاسفانه صنف آقایان خودشان برای ا ین گونه افراد دل می سوزانند و می گویند این قبیل مردان نباید مجازات شوند! در حالی که بنظر من یک دروغگو و یا یک کلاهبردار باید کیفر شود.

از طرفی عده ای از مردها می گویند اگر ما روز اول مهریه را قبول نمی کرد یم ازدواجی صورت نمی گرفت!

سوال من این است که انسان مجرد باقی بماند بهتر است یا در زندان به سر ببرد و مشکلا ت عد یده ای را تحمل کند ؟من شخصا" مجرد بودن را ترجیح می دهم.

اگر مردی روز خواستگاری با صداقت تمام بگوید من استطاعت پرداخت مهریه بالا را ندارم و توان من حداکثر مثلا" 20 سکه است حال هر تصمیمی که مایلید بگیرید. این خیلی بهتر از تظاهر و نیرنگ است و عاقبت و آینده ای روشن تر را هم در بردارد. از طرفی زنها هم وقتی متوجه شوند که مردها د یگر در برابر مهریه بالا تن به ازدواج نمی دهند لذا کم کم موضع خود را تغییر داده و مهریه ها به حد اعتدال می رسد.

به قول همسرم فواره همیشه یک نقطه اوج دارد که وقتی به آن رسید مسلما" سرازیر خواهد شد. مهریه هم در جامعه ما باید به یک نقطه اوجی برسد تا همه به درکی درست نائل شوند و آن وقت است که حد آن معتدل می شود.

لذا قانونگذاران ما لزومی ندارد قانون و حد و مرز برای مهریه و این شعار و تعارف خود معین کنند اگر اجازه دهند همین طور پیش رود و مردان متظاهر و دروغگو به زندان بیفتند و مجازات واقعی شوند این درس عبرتی برای دیگران می شود که به هر قیمتی تن به هر کاری ندهند.

بهتر است به جای حد و مرز تعیین کردن- صداقت و و عشق و انسانیت را به جوانان این مرز و بوم بیاموزیم- و به آنها یاد دهیم که با انسانیت است که می توان سعادتمند زیست و انسان بودن است که باعث تکامل خانواده و جامعه می شود.  

 

+ نوشته شده در  85/11/06ساعت 18:41  توسط نسرین ابراهیم زاده | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
اين وبلاگ با هدف رسيدن به خوشبختي در يك ازدواج موفق طراحي شده است و شامل سه بخش است . بخش اول شامل آن چه بايد قبل از ازدواج بدانيم . بخش دوم مسائلي كه در حين ازدواج مطرح مي شوند . بخش سوم شامل راه كارهايي است براي تداوم روابط دوستانه در زندگي زناشوئي براي رسيدن به خوشبختي.
البته آن چه نوشته شد حاصل تجربيات شخصي خودم و دوستاني است كه تجربياتشان را در اختيارم قرار داده اند. و اميدوارم به عنوان كسب تجربه براي ديگران مفيد واقع شود. و تا آن جا كه تجربياتم اجازه مي داد مطالبي را دست و پا شكسته قلم زدم فقط به خاطر دلم و عقايدم. و از تاريخ 1/12/84 تا 30/9/86 مطالب مربوط به ازدواج موفق نوشته شده است و ديگر موضوع خاصي به ذهنم نمي رسدكه بخواهم درموردش بحث كنم مگراين كه دوستان محترم با نظرات خودياري ام دهند.
و از طرفي نسبت به اين وبلاگ دلبستگي هايي پيدا كرده ام و در اين مدت با دوستان زيادي آشنا شده ام كه برايم تجربه جالبي بوده است لذا دلم نمي آيد وبلاگم را تعطيل كنم بنابراين قصد دارم بعد از آخرين پست يعني خوش قولي مطالب گوناگون و نكات نغز و آموزنده و همين طور پرسش و پاسخ دوستان را مطرح كنم تا بدين ترتيب هم هدف اصلي وبلاگ دنبال شود و هم دلبستگي هاي خودم باقي بمانند.اميدوارم در اين راستا خوانندگان محترم با نظرات خود كمكم كنند. از همه سپاسگزار خواهم بود.
در ضمن بنا به در خواست بعضي از دوستان در مورد خودم بايد بگويم من مشاور يا روانشناس نيستم ولي به اين رشته علاقه خاصي دارم. رشته تحصيلي ام زبان فرانسه است و متولد 1350 هستم و متاهلم و در كنار همسرم معناي واقعي عشق و خوشبختي را درك كرده ام و همه آنچه دارم و اين وبلاگ را به همسر عزيزم تقديم مي كنم و اميدوارم بتوانم لايقش باشم.
با شماره 09126390799 در خدمت دوستان هستم تا از تجربيات يكديگر استفاده كنيم . براي همه آرزوي سعادت و خوشبختي دارم.


پیوندهای روزانه
جوان و ازدواج
سینمای کودک و نوجوان
آزادگي
آهنگ فرانسوی
جملات طلایی
دست نوشته های یک پزشک(طنز)
جامعه مترقی
یاس سفید خوشبو
ساغر
وب نوشته های اغلن
نوشته هاي بي صدا
اینجا یک جمع خودمانی است
حسابدار جوان
راه موفقيت
نقطه سر خط
لحظه ساز
اسرار ارواح
باران شيشه اي
لیونل مسی
دختر باران
مهندسی عمران
فکر بزرگ
نسیم دل
علوم اجتماعی-امید-تکاپو
راز جدایی
بچه های دانشگاه
حسابداری و مدیریت
پایگاه سلامت
طلوع اندیشه
گرگان شهر عشق
خرم آباد
یه عاشق خسته
نوشته های من
جامعه شناسی
دوستی
جورواجور
آریوبرزن
لاله آزاد
دنیای ان.ال.پی
من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی آبی
اعتیاد ویرانگر
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
88/09/01 - 88/09/30
88/08/01 - 88/08/30
88/07/01 - 88/07/30
88/06/01 - 88/06/31
88/05/01 - 88/05/31
88/04/01 - 88/04/31
88/03/01 - 88/03/31
88/02/01 - 88/02/31
88/01/01 - 88/01/31
87/12/01 - 87/12/30
87/11/01 - 87/11/30
87/10/01 - 87/10/30
87/08/01 - 87/08/30
87/07/01 - 87/07/30
87/06/01 - 87/06/31
87/05/01 - 87/05/31
87/04/01 - 87/04/31
87/02/01 - 87/02/31
87/01/01 - 87/01/31
86/12/01 - 86/12/29
86/11/01 - 86/11/30
86/10/01 - 86/10/30
86/09/01 - 86/09/30
86/08/01 - 86/08/30
86/07/01 - 86/07/30
86/06/01 - 86/06/31
86/04/01 - 86/04/31
86/03/01 - 86/03/31
86/02/01 - 86/02/31
86/01/01 - 86/01/31
85/12/01 - 85/12/29
85/11/01 - 85/11/30
85/09/01 - 85/09/30
85/07/01 - 85/07/30
85/06/01 - 85/06/31
85/05/01 - 85/05/31
85/04/01 - 85/04/31
85/03/01 - 85/03/31
85/02/01 - 85/02/31
85/01/01 - 85/01/31
84/12/01 - 84/12/29
پیوندها
اعتیاد ويرانگر
مطالب جالب و عکس بازیگران
خنده + تفكر
تهران برای شعر شدن شهر کوچکی ست
تجلی
از گذر گل تا دل
دل گویه های من
پیوندگاه عشق و ایمان
مشاوران شهرضا
مشاوره بیمه
و خداوند كيمياگر را آفريد!
مرا نخوانيد
حكيم باشي
مشاوره روانشناسي
زندگي زيباست اي زيباپسند
Business love
مهارتهاي مشاوره اي براي همه
بزم شاهي
روانشناسي - مشاوره
روانشناسي مرغ باران
خاطرات يك دانشجو از شهر زيباي ميانه
عشق بدون زهرا بي معناست
و اين معماري خداوند است
نسرين
غريب آمديم و ...
دوستي شايد
ورود بي معرفتها ممنوع
شاد كردن هنره اين هنر را ياد بگيريد
بنام تك آفريننده عالم
تولدي ديگر
بي سرزمين تر از باد
دهكده آموزش زبان انگليسي
طب گياهي
هفت بيجار
تازه هاي روانشناسي
بوي باران بوي خاك
adidas
پژواك اجتماع
نقش پيوند خانواده و مدرسه
مثل كف دست
هركه شد محرم دل در حرم يار بماند
وبلاگ روانشناسي علي كاكاوند
وبلاگ محمد شریف حلیمار
مرا نخوانيد
لينكستان اينوست نتورك موفقيت
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM