![]() |
![]() |
|
| لطفا" آن چه درباره وبلاگ شرح داده شده را بخوانید. |
|
یکی از کا رهای پسند یده ای را که می توانیم در راه مستحکم تر شدن د وستیهای خود انجام دهیم دادن کاد و وهد یه به یکدیگر می باشد. هد یه دادن باعث افزایش محبت بین د وستان بخصوص همسران می شود. و همه مرد م از کوچک و بزرگ گرفته تا زن و مرد از گرفتن هد یه خوشحال می شوند. این که افراد به مناسبتهای مختلف برای یکد یگر کاد و می گیرند نشان دهنده این است که : دوست عزیز و یا همسر عزیزم – چون تو را دوست دارم پس لحظات با تو بودن بخصوص لحظات خاطره انگیز با تو بودن را هم دوست دارم و آن لحظات را هرگز فراموش نمی کنم و همیشه آنها را گرامی می دا رم و به میمنت آن لحظات خاطره انگیز شادی ام را با تو جشن می گیرم. من شخصا" هد ف از کاد و دادن را در آن چه در بالا ذ کر کرد م می دانم و فکر می کنم یک چنین قصد و هد فی می تواند بسیار پسندیده و نیکو باشد. لذا یاد آوری خاطراتی مثل تولد- سا لگرد ازدواج و یا آشنایی و غیره می تواند نشان دهنده این باشد که ما د وست و یا همسرمان را که باید همیشه دوست ما هم باشد را فراموش نکرده و همیشه با یاد و خاطره او زند گی می کنیم. از آنجا که هدیه دادن می تواند یک عمل معنوی باشد پس جایز نیست آن را با ماد یات بسنجیم. زیرا د یده شده افرادی هستند که فقط جنبه مادی کادو را در نظر می گیرند و شخصا" افرادی را د یده ام که ارزش مادی کاد و را سنجیده اند و حتی د یده ام که به بقول معروف توی ذ وق شخص کادو دهنده هم زده اند که چرا مثلا" کاد و گران قیمت تری نگرفته ای!؟ که بنظر من این یک عمل زشت و ناپسند است زیرا نفس عمل هد یه دادن مهم است نه ارزش مادی آن . ولی متاسفانه هستند افراد کوته بینی که دوستی ها را بر اساس معیار های مادی می سنجند. افرادی که در هنگام گرفتن کاد و سختگیری می کنند بخصوص در مورد زن و شوهرها - باعث می شود که افراد در هنگام خرید هد یه معذ ب باشند . مثلا" دیده شده که همسری هنگام تولد یا مناسبت د یگری گفته : ( وای دوباره تولد ش شد و نمی دانم چکار بکنم می ترسم باز هم از هد یه من خوشحال نشود و ایراد بگیرد و از این د ست جملات .) در صورتی که اگر ما برخورد معنوی و درستی داشته باشیم هرگز همسرمان د ر هنگام تهیه هد یه معذ ب نخواهد بود و با شادی و شعف به استقبال روز های خاطره انگیز ما خواهد رفت. هد یه باید شامل چیزی باشد که شخص با میل و رغبت و با سلیقه و با توجه به استطاعت خود ش آن را تهیه نماید در چنین شرایطی هد یه ارزش پیدا می کند. یک هد یه می تواند یک نگاه عاشقانه یا یک لبخند دوستانه و یا یک بوسه عاشقانه یا یک شاخه گل و حتی یک متن و شعر زیبا و یا یک کادو ارزان و یا گران قیمت باشد ولی هر چه که باشد اگر از صمیم قلب اهدا گرد د با ارزش خواهد بود. پس سعی کنید در هنگام گرفتن کاد و همیشه مراتب قد ر دانی خود را نشان دهید و وقتی سختگیری در کار نباشد د یگران هم بیشتر برای کادو دادن استقبال می کنند د وستی می گفت ما می خواهیم ماه گرد ازدواجمان را هر ماه جشن بگیریم این در شرایطی است که افراد با یکد یگر ساده و صمیمی برخورد می کنند در حالی که د یده شده عده ای حتی از سالگرد ازدواج خود هم فراری هستند صرفا" به خاطر این که نمی دانند چگونه باید رضایت همسر خود را جلب نمایند. نکته د یگر که دوست دارم بیشتر خطاب به آقایان بگویم این است که د یده شده اکثر آقایان به خیال خودشان لطف می کنند و مبلغی پول را به همسر خود می دهند و می گویند برو و هر چه دلت می خواهد بعنوان کاد و بخر! من با این عمل چندان موافق نیستم . زیرا بنظر من شخص اگر برای همسرش ارزش قائل است باید زمانی را هزینه کند و بیندیشد که چگونه می تواند همسر خود را خشنود کند و این یعنی سلیقه و خواسته های همسرش را می شناسد و مطابق با آنها همسر خود را شاد می کند. وگرنه دادن پول و خرید کردن در طول زندگی یک امر تکراری است و خرید کردن جزء یکی از کا رهای روزمره افراد می باشد. مهم این است که همسر وقت گذاشته فکر کند و همسر خود را شگفت زده و شاد نماید. یکی د یگراز مواردی را که د یده ام این بوده که خانمی خانه دار برای همسر خود کادویی تهیه نموده و مرد پس از دریافت کادو با خنده و به قول خود ش به شوخی گفته از پول خود م برای خود م کاد و خریده ای؟ که این ا مر سبب ایجاد کد ورت شده است. بی شک از این نوع برخوردها را می توان زیاد د ید که بنظر من چنین افرادی باید در خود شان یک سری تحولات اساسی انجام دهند و میزان د رک خود را افزایش دهند و از طرفی باید بدانند که افراد خانه دارهم د ر اقتصاد خانواده سهیم هستند که در این مقوله بحث مبسوطی را در آینده خواهیم داشت . در مورد چنین افرادی هد یه گرفتن از جانب فرزندان هم زیر سوال می رود ! زیرا فرزندان هم تحت پوشش اقتصادی والد ین هستند ولی مهم این است که به یاد افراد خانواده می باشند. و ارزشها و مناسبتها را درک می کنند. پس باید چنین اشخاصی همانطور که گفتم در نگرش خود تغییراتی را اعمال نمایند. بعضی ها ممکن است مناسبتهای مختلف را فراموش کنند که من پیشنهاد می کنم این روزهای خاص را در جایی که در معرض د ید است یاد داشت کرده تا فراموش نکنند زیرا وقتی می شود با یادآوری یک روز خاطره انگیز د ل همسرمان را شاد کنیم چرا دریغ کنیم. حتی اگر می توانیم روزهای عادی د یگر را هم برای خود مان خاطره انگیز کنیم وسعی و تلا ش کنیم هر روز قد می در راه بیشتر شد ن محبت بین یکد یگر برداریم. امیدوارم در مطالب آینده بتوانم به نکات کوچک ولی مهم و حائز اهمیت در زند گی بپردازم. و از طرفی از همه دوستانی که نظر می دهند سپاسگزارم ولی از نظر منطقی باید قبول داشت که برآورده کردن سلیقه و نظر همه دوستان غیر ممکن است و هیچ کس نمی تواند کاری را انجام دهد که مورد رضایت همه باشد زیرا ا فکار و عقاید با هم متفاوت هستند و همین باعث می شود کاری از نظر یک نفر درست و از نظر د یگری نادرست باشد ولی به نظر من عقاید همه محترم است و من تا آنجا که بتوانم سعی می کنم نظرات دوستان را اعمال نمایم. ادامه دارد... |
|
+ نوشته شده در
85/02/31ساعت 9:46 توسط نسرین ابراهیم زاده |
|
|
همانطور که قبلا" گفتم ما مسائل قبل از ازدواج و پیرامون ازدواج را بررسی کرد یم و اگر نکته ای فراموش شده خواهش می کنم متذ کر شوید تا عنوان گرد د. و حالا می خواهم به مسائل بعد از ازدواج اشاره نمایم. مواردی که باید انجام دهیم و یا ندهیم تا زند گی بهتری داشته باشیم زیرا در زند گی مشترک زوجین باید سعی کنند هر روز کاری کنند که پیوند شان مستحکم تر شود و عشقشان افزون تر گردد زیرا بسیار جای تاسف خواهد داشت اگر عشق اولیه زوجین به عاد ت تبد یل گرد د. و در هر کاری تا ما نخواهیم و تلا ش نکنیم هیچ اتفاقی نمی افتد پس اگر د وست دارید زند گیتان هر روز بهتر از روز قبل باشد پس باید در این راه تلا ش خود را تا حد ممکن انجام دهید. متاسفانه بعضی ها برای بد ست آوردن خوشبختی هیچ زحمتی به خود نمی دهند و بعد از مد تی که د چار مشکل می شوند از زمانه و از همسر و از همه متوقع می شوند و به بخت و شانس و اقبال خود نفرین می کنند و تازه به فکر چاره می افتند این نوع از افراد توقع دارند سعادت خودش بیاید و در خانه آنها را بزند و داخل شود در حالی که غافلند از این که برای بد ست آوردن خوشبختی باید تلاش کرد و این تلاش شامل همه موارد کوچک و بزرگ در زند گی می باشد زند گی همه ما تشکیل شده از مسائل روزمره که اگر به همین موارد جزئی دقت نشود مطمئن باشید د چار مشکل می شوید به قول سهراب سپهری زندگی شستن یک بشقاب است بنظر من این یعنی زند گی کردن بسیار آسان است و با اهمیت دادن به بسیاری از جزئیات می توان زند گی خود را د گرگون نمود. و بدانید در زند گی باید پایه ها را محکم کرد و اگر در این راه سهل انگاری شود مطمئن باشید د یر یا زود اثرات سوء آن را خواهید د ید. لذا من سعی می کنم در حد توان و بضاعت خود در هر مبحث به یکی از همین اصول و موارد کلی یا جزئی در زند گی بپردازم . اولین و آسان ترین و کم خرج ترین پیشنهادی که می توانم به همه بکنم و اطمینان هم دهم که اثر معجره آسایی دارد این است که حداقل روزی دو بار به همسر خود بگویید : دوستت دارم. باور کنید این یک جمله جادویی است. زیرا ابراز کردن محبت باعث می شود ریشه های محبت در دل طرفین عمیق تر گردد. اگر ما در طول روز به کرات با جملات محبت آمیز از هر نوع آن به همسر خود ابراز محبت کنیم اثر آن را در روحیه و زندگی خود و همسرمان خواهیم د ید. اگر صبح که از همد یگر برای رفتن بد نبال کارمان جدا می شویم یک جمله محبت آمیز بگوییم همسرمان در طول روز با انرژی مثبت و با امید د ر کنار ما بود ن لحظه شماری می کند تا به آغوش خانواده برگرد د و در شب هم اگر یک بار دیگر جمله محبت آمیز دوستت دارم را بشنود همه خستگی های روزمره را از خود دور می کند. جمله دوستت دارم فقط یک ثانیه از وقت ما را می گیرد آیا بنظر شما اگر انسان یک ثانیه را سرمایه گذاری کند برای آن که 24 ساعت از زند گی اش را شیرین کند این یک سرمایه گذاری جادویی نیست؟ بعضی ها می گویند این نوع از کا رها لوس بازی است یعنی چه هر روز اینکا رها را انجام دهیم؟ من در جواب این افراد می گویم فرض می کنیم این کا رها نوعی لوس بازی باشد ولی بنظر من اگر باعث مستحکم تر شدن روابط ما می شود چه اشکالی دارد که ما در این راه حتی لوس بازی هم در آوریم! در حالیکه ابراز عشق و محبت یک کار پسندیده است و باور کنید اگر کسی مداوم آن را زبانی تکرار کند کم کم ملکه ذهن و قلبش می شود . انسانها فطرتا" طالب محبت هستند و از این که مورد محبت د یگران قرار بگیرند خشنود می شوند پس برای خشنودی د یگران بخصوص همسرمان چه اشکالی دارد محبت خود را نشان دهیم هم در اعمال و هم در گفتار. بعضی ها در ابراز محبت خود خساست به خرج می دهند بخصوص در جامعه ما مردها در این زمینه کمی برایشان مشکل است که جملا ت عاشقانه را به زبان بیاورند و بسیاری از افراد ادعا می کنند که ما همسر خود را دوست داریم واین موضوع را همسرمان باید از اعمال و حرکات ما متوجه بشود. در جواب این عده باید گفت شما که ادعا می کنید در رفتار خود مشکلی ندارید و محبت دراعمال شما مشهود است چه اشکالی دارد یک ثانیه از عمر خود را با یک جمله عاشقانه نثار همسر خود نمایید. از طرفی بدانید هرگز دیگران نمی توانند به مکنونات قلبی ما و یا به آن چه در ذهن ما است پی ببرند مگر این که خود مان به نوعی آن را بروز دهیم آنها که ادعا می کنند همسر ما باید خودش متوجه شود لحظه ای بیند یشند که همسرشان شاید این تیز بینی را ندارد که به مکنونات قلبی و ذهنی همسرش پی ببرد پس از کجا باید این محبت را درک کند. باور کنید خیلی از افراد ی که د چار مشکل شده اند برای این بوده که احساس می کرد ند همسرشان دوستشان نداشته در حالی که طرفشان ادعا می کرده همیشه همسرش را دوست داشته فقط چون این محبت بروز داده نشده سوء تفاهم های زیادی بوجود آمده است. توصیه می کنم یک ماه هم که شده این کار را تمرین کنید باور کنید کم کم ملکه ذهنتان می شود و عمیق تر شدن محبت و عشق را در وجود خود حس خواهید کرد بطوری که به دیگران نیز توصیه خواهید نمود. ازطرفی فرزندان ما باید ببینند که ما چگونه به یکد یگر محبت می کنیم وعشق ورزیدن و محبت کردن را یاد بگیرند تا بتوانند در آینده افراد با محبت و با عاطفه ای باشند. هرگز از ابراز عشق و محبت خجالت نکشید زیرا محبت ورزید ن یک هنر است پس سعی کنید یک هنرمند باشید . محبت ورزید ن به همه انسانها زیباست بخصوص محبت کرد ن به همسر که از زیبا ترین و پسند یده ترین کارها است که همه اد یان و همه بزرگان و همه ملل آن را سفارش کرده اند. ادامه دارد... |
|
+ نوشته شده در
85/02/24ساعت 11:11 توسط نسرین ابراهیم زاده |
|
|
یک بار د یگر باید بگویم که هد ف من در این وبلا گ در سه مرحله انجام می پذ یرد . مرحله اول به بررسی مسائل قبل از ازدواج پرداخته شده و این که چگونه اهداف خود را معین نماییم و تشخیص دهیم از زندگی و ازدواج چه می خواهیم و در این راستا بلوغ شخصیتی و فکری خیلی مهم و حائز اهمیت جلوه داده شده است. و مرحله بعدی مرحله ای است که ما با در نظر گرفتن اهداف صحیح اقدام به انتخاب و ازدواج می کنیم و در این مرحله ما از مشکلا ت موجود در سر راه جوانان صحبت کرده ایم. و در مرحله سوم انشاالله در آینده به مسائل بعد از ازدواج می پردازیم که چکار بکنیم که در یک زندگی خانوادگی موفق باشیم و چگونه پایه های زند گیمان را مستحکم نماییم. لذا از دوستان تقاضا می شود اگر نکته ای وجود دارد که بیان نشده عنوان کنند تا به بررسی آن بپردازیم. در همین راستا ایمیلی از یکی از دوستان دریافت نموده ام که خواسته اند در مورد سن ازدواج و تفاوت سنی بین زوجین صحبت شود. باید بگویم این نکته مهمی است که می بایست در مرحله اول مباحث عنوان می شد که متاسفانه در این مورد بحث جامعی صورت نگرفته است لذا در اینجا سعی می کنم در مورد آن صحبت نمایم. در مورد سن ازدواج عقیده های مختلفی وجود دارد ولی در کل بنظر من اگر کسی دارای بلوغ فکری باشد و به مرحله ای رسیده باشد که بتواند قبول مسئولیت نماید می توان گفت آماده ازدواج می باشد. و دیده شده افرادی را که در سنین پایین ازدواج موفق داشته اند و همینطور افرادی را که در سنین بالا ازدواج ناموفق داشته اند. من قبلا" هم گفته ام سن و سال دلیل لازم و کافی برای عاقل بودن نیست زیرا افرادی هستند که سنشان بالا است ولی بالغ نشده اند و برعکس افرادی هستند که خیلی زود به بلوغ شخصیتی می رسند. ولی از آنجا که ما وقتی مسئله ای را بررسی می کنیم باید کل را بسنجیم و کلی نظر دهیم و استثنا ها و جزئیات را چندان مد نظر قرار ندهیم می توان گفت اصولا" ازدواجهایی که در سنین پایین صورت می گیرند نا موفق می باشند و بعدا" که وارد زندگی می شوند مشکلا ت عد یده ای بوجود می آید . شاید در جامعه گذ شته و در زمان پدران و مادران ما آنها در سنین کم ازدواج کرده باشند و از چیزی هم نا را ضی نباشند ولی این را باید بدانیم آنها در زمانه ای بوده اند که نگرشها و توقعات و روابط و احترامها و مناسبتها و خیلی چیز های دیگرشان با زمانه ما فرق داشته است . گذشت و فداکاری در بین قد یمی ها بیشتر بود احترامها و روابط زن و مرد و فرزندان جور د یگری بود. ولی امروزه زمانه تغییر کرده و خواسته ها و جایگاه زنها و مردها فرق نموده است و جامعه در گیر تغییر و تحول است و این تحولات چه خوشایند باشند یا نباشند وجود دارند و ما خواسته یا نا خواسته در گیر این تغییرات هستیم لذا با توجه به آنها باید مسیر زند گیمان را معین کنیم. در زمانهای گذشته زنان ما در سنین نوجوانی قبول مسئولیت مادری را می نمود ند و مردان ما قبول مسئولیت پدری را می کرد ند . افرادی را می شناسم که در سن 17 سالگی پدر و مادر شده اند. ولی امروزه شما اعمال و رفتار یک جوان 20 ساله را در نظر بگیرید متوجه می شوید که خیلی از حرکاتش دور از شان یک پدر یا یک مادر است ولی این اعمال ناشی از شور جوانی است و اقتضای سنش را می نماید و شاید در نظر گذ شتگان جلف بنظر آید ولی در نظر نسل امروز هیچ ایرادی را ندارد. با توجه به این مسائل باید بگویم شاید از نظر پیشرفت علم و تکنولوژی سطح آگاهی ها بالا رفته باشد ولی از نظر قبول مسئولیتها جوانا ن براحتی زیر بار مسئولیت نمی روند. با توجه به این اوصاف نظر شخصی من در مورد سن ازدواج 25 سال به بعد می باشد و این در مورد زن یا مرد هم فرقی نمی کند . باید به جوانان فرصت آموختن تجارب را داد و آنها باید فرصت داشته باشند که به سنی برسند که بتوانند خودشان تشخیص درست را از نادرست بدهند و بتوانند خودشان تصمیم بگیرند و همانطور که قبلا" گفته ام باید شخص خودش به مرحله ای از ایمان و یقین برسد تا بتواند تصمیم بگیرد و قبول مسئولیت نماید. و باید اجازه دهیم جوانان در این راه روال عادی را طی کنند و نباید آنها را با روشهای مختلف به جلو هل داد زیرا اگر آنها در شرایط خاصی که بزرگترها برایشان مهیا می کنند تصمیمی بگیرند بدون آن که به رشد کاملی رسیده باشند بدانید در جایی از زند گی اثرات سوء این نوع از تصمیم گیری را مشاهده خواهیم کرد. و واقعا" راست گفته اند که عجله کار شیطان است. متاسفانه هنوز در بعضی از خانواده ها در مورد سن بخصوص خانمها نظرات نابجایی وجود دارد که اگر عقلا نی برخورد شود می توان با این نوع نگرشها هم مبارزه نمود. از طرفی سنین خیلی بالا را هم برای ازدواج نمی پسند م زیرا بنظر من ازدواج یک پیوند آسمانی است که باید با شور و هیجان و خاطرات خوش همراه باشد و اینها همه مسائلی است که می توان در دوران جوانی به آنها دست یافت و وقتی کسی دوره جوانی را طی کرد دیگر شوروهیجان لازم را به اقتضای سن خود نخواهد داشت و اصولا" حوصله و نیروی کافی را هم نداشته و چه بسا بسیاری از اعمالی را که می تواند خاطره انگیز باشد را حتی لوس بازی قلمداد کند در صورتی که اگر در دوره جوانی ازدواجی صورت پذ یرد لذ تی را می توان تجربه کرد که در هیچ د وره د یگری از عمر تکرار نشد نی خود نمی توانید تجربه نمایید. پس توصیه می نمایم همانطور که نباید زود اقدام به ازدواج نمود د یر هم نباید به فکر افتاد سعی کنید از دوران جوانی خود بهره لازم را ببرید. مطلب بعدی در مورد تفاوت سنی بین زوجین است . باز هم می گویم بنظر شخصی من که البته شاید هم نادرست باشد تفاوت سنی زن و مرد باید حداکثر 5 سال باشد . و من ازدواج افراد هم سن و سال را می پسند م و و تفاوتهای زیاد را قبول ندارم. زیرا بنظر من با توجه به همان بحث تغییر و تحول در جامعه که می توان گفت سیر این تحولات در سالهای اخیر زیاد هم بوده و هر سال با سال های دیگر تفاوتها چشمگیر تر می شوند باید زن و مرد در دوره ای هم زمان پرورش یافته باشند که تغییر و تحولات را تقریبا" هم زمان د یده باشند زیرا کلیه تحولات اجتماعی در شخصیت همه مردم تاثیر دارد و اگر دو نفر در یک دوره پرورش یافته باشند تاثیر تحولات جامعه بر روی آنها هم تقریبا" یکسان خواهد بود. شما اگر در بین اطرافیان خود دقت کنید خواهید دید که دو نفر با تفاوت سنی ده سال چقدر می توانند متفاوت فکر کنند در صورتی که ده سال زمان زیادی نیست ولی با توجه به دنیای امروزی و عصر ارتباطات باید قبول کنیم که تفاوت نسلها کاملا" مشهود هست و این تفاوتها در دهه ها باید سنجیده شوند شاید در گذشته معیار سنجش زمانی بیشتر بود ولی بنظر من می توان تفاوت دو نفر را در دو دهه کاملا" حس کرد . شما هم اگر بخواهید می توانید با یک نگاه تیز بینانه این تفاوتها را ببینید. یک مثال ساده می زنم . در زمانی که ما تحصیل می کردیم حتی دردوران دانشگاه هیچگاه هیچ دانشجویی بدون اجازه استاد نه حرفی می زد و نه از کلا س خارج می شد و رفتار کاملا" رسمی که ناشی از احترام بود وجود داشت و استادان و معلمین هم از دانشجویان توقع رفتار مناسب را داشتند. ولی من در بین افرادی که فقط یک دهه بعد از ما بود ند اینگونه رفتار را ندید م امروزه شاهد هستم که حتی در دبیرستان چگونه با دبیران برخورد می شود شاگردان با گستاخی جواب معلمین را می دهند و دفاع از حق خود را برای خودشان مسلم می دانند و احترام گذاشتن را در بعضی موارد نوعی تضییع حقوق خود می دانند . چه برسد به مقاطع دانشگاهی که د یده می شود بدون اجازه داخل یا خارج می شوند و یا حتی با صراحت با استادان برخورد می کنند. ببینید امروزه این نوع از رفتار کاملا" عادی بنظر می رسد و حتی استادان هم توقعی ندارند ولی در زمان ما این نوع رفتار کاملا" نشانه بی اد بی بود. البته من به درستی و نادرستی این رفتارها در زمانهای خودشان کاری ندارم بحث من این است که تحولات جامعه که بر روی شخصیت مرد م تاثیر گذار است در دوران خود فرق می کند . وشما همین امر را در تمامی شئونات زند گی تعمیم دهید و در این صورت متوجه می شوید اگر تفاوت سنی زن و مرد زیاد باشد نگرش هایشان هم متفاوت خواهد بود و در آینده این تفاوتها مشکل ساز می شوند . بسیاری از حرکات برای زن یا مرد از نظر یک دوره نامناسب است و از نظر نسل دیگر مناسب می باشد و اگر دو نفر برای دو دوره باشند سر همین مسائل اختلا ف پیدا می کنند. مثلا" در گذشته دوستی بین دختر و پسر ناشایست بود ولی امروزه بسیاری از افراد آن را توصیه می کنند و کار درستی بنظرشان می آید و این اختلا ف سلیقه با توجه به سیر تحولات جامعه ایجاد شده است. من سفارش می کنم با کسی ازدواج کنید که تقریبا" در یک دوره از زمان پرورش یافته باشید تا تحولات خاص هر دوره را با هم تجربه کرده باشید. زیرا تحولات جامعه بر فرهنگ و عقاید افراد تاثیر مستقیم می گذارد. نکته ای را هم باید متذکر شوم زیرا دیده ام افرادی را که با تفاوت سنی زیاد ازدواج می کنند و وقتی آنها را منع می کنیم می گویند مثلا" مادر و پدر من یا فلا نی با اختلا ف سنی زیاد زندگی خوبی را داشته اند. ولی آنها در نظر نمی گیرند که مادران و پدران ما در شرایط خود بسیار صبورتر و با گذشت تر از نسل امروز بوده اند. و د یده شده که در آینده مشکلا تی پدید آمده البته افراد موفق هم داشته ایم. و این در شرایطی است که دو نفر با انگیزه و بلوغ شخصیتی کامل در مورد تمام مسائل به تفاهم رسیده اند و در چنین شرایطی تفاوت سنی را می توان نادیده گرفت. از طرفی تفاوت سنی زیاد منجر به ایجاد مشکلا تی در آینده می شود. یکی از آن مشکلا ت این است که اصولا" با بالا رفتن سن حوصله و توانایی فرد کم می شود و حتی سلا متی شخص می تواند کاسته شود و زوج دارای سن کمتر در چنین شرایطی احساس نا خوشایندی دارد د یده شده در چنین شرایطی فرد جوان تر از خود به عنوان پرستار یاد کرده که مجبور است همسر خود را ترو خشک کند و یا از بی حوصلگی و ناتوانی همسر خود رنج برده است . که البته اگر فرد عاقل باشد باید بداند که سیر طبیعی زندگی با توجه به گذر عمر و سن و سال به همین منوال است و ما نمی توانیم از کسی که مثلا" 15 سال از ما بزرگتر است توقع داشته باشیم مثل ما سالم یا با نشاط وبا حوصله باشد باید به فکر آینده هم بود و دوران کهولت را هم در نظر گرفت. اگر دو نفر هم سن و سال باشند گذ ر عمر برایشان مساوی است و به یک میزان نیرو و نشاط و سلامتی خود را از دست می دهند و هر دو برای هم پرستاری می کنند و در حق د یگری اجحاف نمی شود. و همین اختلا ف سنی زیاد که منجر به نارضایتی یکی از طرفین می شود دیده شده که منجر به خیانت و یا حتی ازدواج مجد د گردیده است زیرا فرد جوان تر حق خود دانسته که از جوانی خود استفاده کند و از زند گی اش لذ ت ببرد و هیچ دلیلی را برای پایبندی خود ندانسته است. که البته من به نا درستی این کار معتقد هستم ولی از طرفی می گویم یک فرد اگر تفاوت سنی زیادی را حس می کند باید عواقب این مسائل را هم پیش بینی نماید و تصور روزهایی را نماید که ممکن است همانطور که گفتم برای عده ای پیش آمده برایش بوجود بیاید آیا بهتر نیست از اول به فکر عاقبت کار باشیم و عاقلا نه تصمیم بگیریم؟ همانطور که گفتم من با تفاوت سنی حداکثر 5 سال موافق هستم و به نظر من در این محور فرقی هم نمی کند مرد بزرگتر باشد یا زن. ولی در جامعه جا افتاده که زنها باید کوچکتر باشند ! که البته این فکر از آنجا نشات گرفته که خانمها به دلایل علمی وهورمونی و زایمان زود تر از آقایان از لحاظ ظاهری شکسته می شوند و به این د لیل می گویند خانمها باید کوچکتر باشند . که البته اگر تفاوت سنی کم باشد و موازین بهداشتی و پزشکی هم رعایت شود این پژمرد گی هم د یرتر صورت می گیرد. نکته دیگری را که دوست دارم اشاره کنم این است که من همکاری داشتم که این آقا در زمانی که تصمیم گرفته بود ازدواج کند می گفت بایدهمسر من سنش کم باشد تا من بتوانم او را همانطور که دوست دارم تربیت کنم!؟ البته این مورد شاید عقیده بسیاری از افراد باشد که من در جواب این گروه باید بگویم وقتی ما ازدواج می کنیم باید برای هم حکم همسر و دوست را داشته باشیم و نباید برای هم رل پدر یا مادر و یا خواهر و یا برادر بزرگتر را بازی کنیم زیرا ثابت شده هیچ زن و مردی دوست ندارد در کنار همسر خود احساس کند که طرف مقابلش برای او حکم والدینش را داشته باشد و یا قصد تربیت او را داشته باشد. زیرا یکی از شرایط ازدواج بلوغ است اگر ما به بلوغ فرد مقابل خود شک داریم چه لزومی به ازدواج می باشد و اگر دوست داریم کسی را تربیت کنیم بهتر است به فکر تربیت فرزندانمان باشیم. از طرفی خود کلمه همسر تشکیل شده است از هم به اضافه سر و می توان گفت یعنی دو چیز یا د و شخصی که در یک سطح و اندازه می باشند و این نشان دهنده این است که دو همسر باید از همه لحاظ در یک سطح و اندازه باشند و به عبارتی هم سر و هم گون باشند . امید وارم که همه بتوانند در زند گی فرد هم سر و هم شان خود را پیدا کنند. ادامه دارد... |
|
+ نوشته شده در
85/02/16ساعت 23:32 توسط نسرین ابراهیم زاده |
|
|
یکی از دوستان از من خواست که در مورد تفاوت رسم و رسوم ازدواج در بین اقوام مختلف صحبتی داشته باشم. ابتدا خاطره تلخی که این دوست من داشت را برای شما عنوان می کنم تا بتوانیم نتیجه بهتری بگیریم. در سالهای گذشته این دوست ما به خواستگاری دختر خانمی رفته بود وبا توافق هم مراسم نامزدی نیز برگزار شده بود و چند ماهی را هم با خوبی و خوشی با هم گذ رانده بودند که در این مدت عید قربان مقارن می شود با دوره نامزدی این دو نفر. دوست ما با توجه به این که در این مورد در فامیل و خانواده شان هیچ گونه رسم و رسومی را نداشتند و از رسوم خانواده دختر هم اطلاعی نداشته بود لذا در این روز بخصوص به خانه نامزد خود نرفته و هیچ هدیه ای را هم برای این روز خاص تدارک ندیده بود که همین مسئله برایش مشکل ساز شد. زیرا خانواده دختر رسم داشتند که در اعیاد مذهبی و روزهای خاصی باید خانواده داماد همراه با گل و کاد و و شیرینی برای تبریک به خانه عروس بروند وطبق رسوم آنها اگر در این امر کوتاهی صورت می گرفت نشان دهنده بی احترامی به عروس بود. لذا د وست ما بی خبر از این رسوم ناخواسته مورد اتهام قرار گرفت که بی احترامی کرده است و همین گلا یه و توقعات و گفتگوهای بعدی آنقدر ادامه پیدا کرد که سر یک چنین مسئله کوچکی نامزدی این دو نفر به هم خورد که البته مقصر اصلی هم خانواده د ختر بود ند که کوتاه نیامد ند و موضوع را خیلی بزرگ کردند. البته این د وست ما در آینده با شخص د یگری ازدواج کرد که خوشبختانه هم موفق بوده است. ولی بحث ما این است که مشکلا تی از این د ست را چگونه باید توجیه کرد؟ ما می دانیم که در کشور ما اقوام مختلفی زندگی می کنند و هر شهر و هر قومی فرهنگ و رسوم خاص خود را دارند و اطلاع نداشتن از رسوم د یگران جرم محسوب نمی شود! و اگر برای کسی رسوم خانواد گی اش خیلی مهم است بهتر است آنها را به طرف مقابل بگوید و در اصل کار اطلاع رسانی را قبل از هرامری انجام دهد تا شخص مقابل هم مطلع شود و نباید عدم اطلاع از خواسته هایمان را به حساب توهین و یا بی توجهی قلمداد کنیم . اگر کسی از خواسته های ما اطلاع داشت و توجه نکرد آن وقت باید قضاوت کرد البته در آن شرایط هم باید صحبت های شخص مقابل را شنید و به قول معروف یک طرفه به قاضی نرویم. البته من خانواده هایی را دیده ام که خیلی سنتی برخورد می کنند و هنوز احترام و عشق را در گرو این مسائل می دانند . حتی خانواده هایی هستند همانطور که قبلا" گفتم تا نوک د ماغشان را می بینند و بیشتر از آن وسعت دید و یا آگاهی را ندارند. مثلا" خانواده ای را دید م که وقتی داماد برای عروس کاد و آورد قبل از هر چیز رفتند و نمونه آن را قیمت کرد ند تا بر اساس قیمت آن عشق را سبک وسنگین کنند. و یا دیده ام که دامادی برای روز زن برای نامزد خود یک کیف کادو داد و با اعتراض خانواده عروس مواجه شد که چرا طلا نیاورده است! و واقعا" برای من جای تعجب داشت که چطور آد م باید رویش بشود که بتواند نوع هد یه را هم معین کند. البته به نظر من از افراد کوته فکر هیچ توقعی را نمی توان داشت و حتی می توان پیش بینی بد تر از اینها را هم نمود . تنها راه حل به نظر من این است همانطور که در مباحث پیش از ازدواج گفتم در انتخاب همسر آینده خود د قت لازم را انجام دهید و با توجه به میزان فهم و شعور و فرهنگ شخص و خانواده اش اقدام کنید. و سعی کنید قبل از هر چیز از موارد مهمی چون فهم و شعور فرد مقابل آگاهی پیدا کنید. و اگر کسی چشم بسته اقدام کرد و بعد هم با مشکلا تی از نوع آن چه که عنوان شد مواجه شد می توان گفت خودش مقصر است که شناخت لا زم و کافی را کسب نکرده است. لذا با کمی درایت می توان از بسیاری مشکلا ت د ور ماند. و از طرفی سعی کنید اگر از د و خانواده با د و فرهنگ مختلف هستید در ابتدا آگاهی های لا زم و طرز تفکر خود را برای یکد یگر مشخص کنید. و اگر فکر می کنید می توانید با آن نوع از فرهنگ کنار بیایید اقدامات بعدی را انجام دهید. نکته مهمی را که می توانم برای همه توصیه کنم این است که سعی کنید قبل از ازدواج چشمان خود را کاملا" باز کنید و همه مسائل را د قیق ببینید ولی بعد از ازدواج چشمان خود را به روی بسیاری از مسائل ببند ید و خیلی چیزها را نادیده بگیرید. و گذ شت را پیشه خود کنید. ولی متاسفانه افرادی هستند که قبل از ازدواج چشمان خود را می بندند وبعد از ازدواج چشمان خود را باز می کنند. واین دسته از افراد هستند که د چار مشکل می شوند. به نظر من د وران آشنایی قبل از ازدواج و یا د وران نامزدی زمانی است که شخص باید چشمان خود را کاملا" باز کند و کوچکترین نکته ای را نا د یده نگیرد زیرا زمان – زمان شناختن است و دوره حساس و سرنوشت سازی است وزمانی است که باید عقل حکم کند بعد از این دوره می توان به امور دیگری چون عشق ورزید ن و غیره پرداخت. اگر در دوران نامزدی عیب یا ایرادی را در همسر خود د ید ید و توانستید آن را ناد یده بگیرید پس باید د ر آینده هم این اغماض را داشته باشید . مثلا" اگر نوعی خساست را در همسر خود د ید ید و توانستید در دوران نامزدی باآن کنار بیایید و ناراحت نشد ید و به قول معروف به خاطر احساسات عاشقانه از آن صرف نظر کرد ید باید قبول کنید که اگر د ر ده سال آینده هم چنین عملی را د ید ید باید صرف نظر کنید و ناراحت نشوید. یعنی اگر گذ شت کرد ید باید تا آخر هم گذ شت کنید و اگر نمی توانید گذ شت داشته باشید پس در همان ابتدا هم خود رابا گذ شت نشان ندهید. واگر قرار است در آینده و پس از ازدواج همه نکات منفی را مهم جلوه دهید پس بهتر است در دوران قبل از ازدواج هم عقاید و نظرات خود را با صراحت بیان کنید و اگر از رفتاری می رنجید آن را در همان زمان روشن کنید. زیرا دیده شده است افراد- بسیاری از مسائل را در دوران نامزدی د یده اند ولی توجه نکرده اند و به قول خود شان فکر کرده اند در آینده مسائل خود بخود حل می شود ویا بر اساس احساسات مشکلا ت را ناد یده گرفته اند ولی بعد از ازدواج میزان گذ شتشان کاهش یافته و احساسات را کنار گذاشته اند و تازه شروع کرده اند به د ید ن مسائل از د ید عقلا نی آن . در حالی که این کار مختص زمان نامزدی است نه پس از ازدواج. باز هم تاکید می کنم اگر قصد دارید ازدواج موفقی داشته باشید سعی کنید در د وره نامزدی شناخت لا زم و کافی را بد ست بیاورید و همانطور که گفتم چشمان خود را کاملا" باز کنید و حتی اگر شده چشمان دیگری را هم قرض بگیرید و همه مسائل را زیر ذره بین قرار دهید و احساسی برخورد نکنید. که اگر با توجه به این موارد – ا نتخابی داشته باشید بدانید موفق خواهید بود و فرصت های زیادی را در بقیه عمر برای احساسات و عشق ورزید ن خواهید داشت. ادامه دارد... |
|
+ نوشته شده در
85/02/10ساعت 0:23 توسط نسرین ابراهیم زاده |
|
|
قبل از هر صحبتی از دوستانی که به قصد آموزش به این وبلاگ مراجعه می کنند خواهشمند م مطالب را از ابتدای بحث مطالعه نمایند زیرا تمامی مباحث در ارتباط با هم و مکمل یکد یگر می باشند و برای نتیجه گیری کلی باید از ابتدا مباحث پیگیری شده باشند. و از طرفی چند تن از دوستان خواسته بودند در این وبلا گ شعر و موزیک و یا تصاویر زیبا برای تنوع هم که شده قرار دهم . از راهنمایی دوستان کمال تشکر و قد ردانی را دارم. و از طرفی چون خوشبختانه تعداد وبلا گ های فارسی زیاد شده است لذا برای همه سلیقه ها مطالب گوناگون وجود دارد . و فکر می کنم وبلا گ هایی که دارای شعرو موسیقی و یا مطالب سرگرم کننده باشند نیز به وفور وجود دارند که بخواهند نیاز آن دسته از دوستانی که علا قه مند هستند را ارضاء نمایند. و دیگر این که این وبلا گ فقط جنبه آموزشی و اطلاع رسانی دارد و بیشتر به درد افرادی می خورد که واقعا" قصد یادگیری و یا تجربه آموختن را دارند و دارای هد ف خاصی برای بهتر شدن زند گی واقعی که در حال جریان است را دارند و با این هد ف سعی می کنند ازاینترنت و وبلا گ هایی چون این وبلا گ یا شبیه به آن استفاده کنند ومن نیز برای سرگرمی این مطالب را نمی نویسم و نیت و کارم هد فمند می باشد. به نظر من اگر یک نفر هم بتواند از این مطالب استفاده کند و راه خودش را پیدا نماید برای من کافی است و من برای همه آرزوی سلا متی و خوشبختی دارم و امید وارم این کار کوچک مورد قبول آن دسته از د وستان که با هد ف آموزش این مطالب را می خوانند واقع گردد. با آرزوی موفقیت برای همه دوستان یکی د یگر از مشکلا تی که جوانان با آن روبرو هستند مشکل ولیمه شب عروسی است. ولیمه ازدواج یکی از مواردی است که هم در د ین و هم د ر فرهنگ ما پسند یده و سفارش شده است. البته وقتی پسند یده است که دو نفر به میمنت یک وصلت عده ای از نزد یکان و یا دوستان را برای رقص و شادی و پایکوبی دعوت کنند و با صرف شام هم میهمانی را پایان دهند. و هدف فقط اعلام یک وصلت براع اطلاع همگان و ایجاد یک شب خاطره انگیز همراه با شادی و شعف می باشد. ولی متاسفانه حالا بیشترین دغدغه زوجها این شده که سالن چگونه باشد ویا چند نوع غذا و د سر تهیه شود که مبادا از غافله تجمل گرایی و خود نمایی عقب بمانند. که این دغدغه موجب ایجاد مشکلات اقتصادی و حتی روانی می شود. از طرفی افرادی که فکر می کنند باید در یک شب چند ین نوع غذا سرو شود به نوعی به میهمانان خود توهین می کنند زیرا می توان برداشت کرد که میزبان تصور می کند میهمانان افرادی شکم باره هستند که هدفشان از شرکت در مراسم شاد مانی فقط خوردن است و شادی را فقط در گرو خوردن می دانند. زیرا اگر غیر از این باشد باید دانست که شادی با چیزهای دیگری هم می تواند مهیا شود و و خورد ن جزئی از یک مراسم است و لزومی ندارد در این مورد اسراف شود و هزینه زیادی خرج شود که مجبور باشیم تا مد تها آن را جبران کنیم اگر مراسم ها ساده برگزار شوند شاید بتوان هر سال مراسم کوچک و شاد مانه ای را به میمنت سالگرد ازدواج هم گرفت و هر سال از دوستان در یک مراسم کوچک و خود مانی دعوت به عمل آورد که خود از لحاظ روانی در زند گی تا ثیر به سزایی دارد. ولی وقتی جشنی با هزینه زیاد برپا شود مسلما" تکرار آن مقد ور هم نمی باشد. با این اوصاف سعی کنید در یک چنین مراسمی از افرادی که واقعا" دوستشان دارید دعوت به عمل آورید و از شلوغی و بریز و بپاش های بی مورد هم بپرهیزید و هرگز مقایسه نکنید که فلا نی چون فلا ن تعداد نفرات را دعوت کرد و فلا ن تعداد غذا سرو کرد ما هم باید چنین کنیم همیشه به توانایی و قدرت خود بیند یشید و براساس آن برنا مه ریزی کنید و بزرگترها هم سعی کنند جوانها را درگیر خواسته های خود نکنند زیرا بسیاری از جوانها بخاطر همین مشکلات از ازدواج فراری هستند زیرا با یک حساب سر انگشتی متوجه می شوند از پس مخارج بیهوده نمی توانند برآیند. باور کنید با یک مراسم ساده می توان این سنت پسند یده را خاطره انگیز نمود. البته بسیاری را هم د یده ام که بجای برگزاری مراسم هزینه آن را صرف مسافرتهای داخلی و یا خارجی کرده اند که اگر پای صحبت آنها بنشینید متوجه می شوید که کوله باری از خاطرات خوش را با خود همراه دارند البته بد ون دغدغه های فکری که مثلا" خوب شد یا بد شد یا زشت و زیبا شد! افرادی که د رگیر مراسم ازدواج هستند بعدا" که از آنها سوال می شود جز خستگی و دغدغه خوب و بد شدن مراسم چیزی را بخاطر نمی آورند . یکی د یگر از مشکلا ت جوانان تهیه جهیزیه است که آن هم اگر با پدیده چشم وهم چشمی همراه شود مشکل آفرین خواهد بود. زیرا جهیزیه یک نوع کمک بزرگترها به کوچکترها است که البته باید در این کمک خانواده هر دو نفر مساعد ت نمایند تا دو جوان از لحاظ مسکن و وسایل تا حد ودی تا مین شوند و بهتر شدن زند گی شان در آینده به عهده خود جوانها می باشد. لذا اگر افراد فقط به نیازها بپردازند شاید بسیاری از مشکلا ت حل شود. من از شما خواهشی دارم . یک قلم و کاغذ بردارید و در خانه خود تان شروع کنید به لیست برداری از وسایلی که در کمد و گنجه و کابینت و انباری و غیره است و متوجه خواهید شد که بسیاری از لوازمی که شما دارید و د ر خانه ها وجود دارند و هم از لحاظ مکانی جایی را اشغال کرده است و هم هزینه هایی را در بر داشته است فقط شاید سالی یک یا د و بار از آنها استفاده شده و شاید هم گاه گاهی استفاده بشود یا حتی اصلا" هم بکار نیایند اگر این کار را بکنید متوجه بسیاری از لوازم اضافی در خانه خود خواهید شد . بسیاری از لوازم فقط جنبه تزئینی دارند بسیاری از آنها فقط برای میهمانان سالی یک بار استفاده می شوند و و بسیاری از آنها فقط در کمدها جا سازی شده اند و واقعا" اگر آد م بخواهد لوازم ضروری را داشته باشد باور کنید چندان هم به زحمت نمی افتد. بسیاری از افراد وسایلی را تهیه می کنند که شاید در سال اگر یک یا دو بار میهمان داشته باشند از آنها استفاده کنند . خوب است در چنین مواردی از فروشگاههای ظروف کرایه استفاده کرد تا هم هزینه کمتر شود و هم نیاز به انباری برای انبار کردن نباشد. باور کنید افرادی هستند که جهیزیه تهیه می کنند تا به رخ دیگران بکشند و افرادی هم هستند که خیلی مایلند از چند و چون جهیزیه دیگران با خبر شوند. خود م افرادی را دید م که به مارک وسایل عروس نگاه می کرد ند تا ببینند تولید داخلی است یا خارجی! آیا بنظر شما ارزش دارد انسان خود ش را بخاطر چنین افرادی که فقط تا نوک دماغشان را می بینند به زحمت بیندازد و خود را د چار مشکل کند. بنظر من حرف این افراد حقیر و پست ارزش حتی فکر کردن را ندارد تا چه برسد به این که بخواهیم بخاطر حرف ابلهان خود را به زحمت بیندازیم. سعی کنید همیشه طوری زندگی کنید که خودتان راحت هستید و می پسند ید و هرگز بخاطر نظر دیگران برنامه ریزی نکنید. اگر چنین شود مشکل جهیزیه هم به این شکل که حالا در آمده نخواهد بود. ادامه دارد... |
|
+ نوشته شده در
85/02/02ساعت 8:44 توسط نسرین ابراهیم زاده |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
اين وبلاگ با هدف رسيدن به خوشبختي در يك ازدواج موفق طراحي شده است و شامل سه بخش است . بخش اول شامل آن چه بايد قبل از ازدواج بدانيم . بخش دوم مسائلي كه در حين ازدواج مطرح مي شوند . بخش سوم شامل راه كارهايي است براي تداوم روابط دوستانه در زندگي زناشوئي براي رسيدن به خوشبختي.
البته آن چه نوشته شد حاصل تجربيات شخصي خودم و دوستاني است كه تجربياتشان را در اختيارم قرار داده اند. و اميدوارم به عنوان كسب تجربه براي ديگران مفيد واقع شود. و تا آن جا كه تجربياتم اجازه مي داد مطالبي را دست و پا شكسته قلم زدم فقط به خاطر دلم و عقايدم. و از تاريخ 1/12/84 تا 30/9/86 مطالب مربوط به ازدواج موفق نوشته شده است و ديگر موضوع خاصي به ذهنم نمي رسدكه بخواهم درموردش بحث كنم مگراين كه دوستان محترم با نظرات خودياري ام دهند. و از طرفي نسبت به اين وبلاگ دلبستگي هايي پيدا كرده ام و در اين مدت با دوستان زيادي آشنا شده ام كه برايم تجربه جالبي بوده است لذا دلم نمي آيد وبلاگم را تعطيل كنم بنابراين قصد دارم بعد از آخرين پست يعني خوش قولي مطالب گوناگون و نكات نغز و آموزنده و همين طور پرسش و پاسخ دوستان را مطرح كنم تا بدين ترتيب هم هدف اصلي وبلاگ دنبال شود و هم دلبستگي هاي خودم باقي بمانند.اميدوارم در اين راستا خوانندگان محترم با نظرات خود كمكم كنند. از همه سپاسگزار خواهم بود. در ضمن بنا به در خواست بعضي از دوستان در مورد خودم بايد بگويم من مشاور يا روانشناس نيستم ولي به اين رشته علاقه خاصي دارم. رشته تحصيلي ام زبان فرانسه است و متولد 1350 هستم و متاهلم و در كنار همسرم معناي واقعي عشق و خوشبختي را درك كرده ام و همه آنچه دارم و اين وبلاگ را به همسر عزيزم تقديم مي كنم و اميدوارم بتوانم لايقش باشم. با شماره 09126390799 در خدمت دوستان هستم تا از تجربيات يكديگر استفاده كنيم . براي همه آرزوي سعادت و خوشبختي دارم. |
|
RSS
|