![]() |
![]() |
|
| لطفا" آن چه درباره وبلاگ شرح داده شده را بخوانید. |
|
سوال بسياري از جوانها به خصوص خانم ها در مورد چگونگي روابط قبل از ازدواج است! بي شك در گذشته بيان چنين مسائلي دور از ذهن بود ولي متاسفانه در دنياي كنوني عليرغم حركت پر شتاب به سوي مدرنيزه شدن مشكلات فرهنگي و شخصيتي نيز دامنگير جوامع شده و با توسعه ارتباطات و در هم آميخته شدن فرهنگ هاي مختلف نوعي بي ثباتي عقيدتي و فرهنگي و شخصيتي نيز در بين نسل جوان پديد آمده كه البته اين از نتايج منفي اين دوره در كنار ابعاد مثبت آن مي باشد.
بسياري از رفتارها و گفتارها كه در گذشته زشت و ناپسند بود امروزه براي عده اي نشانه تمدن و پيشرفت شده و در بعضي موارد ديده مي شود افراد شديدا" علاقه به تظاهر و تقليد بعضي رفتارها مي نمايند تا از قافله تمدن به دور نباشند. البته تشخيص تمدن و پيشرفت ، بستگي به نگرش فرد ي و نوع تربيت خانوادگي و شخصيت اجتماعي و اصالت فرهنگي فرد دارد. اصالت و تربيت هر شخص بهترين راهنماي او در تشخيص درست از غلط خواهد بود. با توجه به اين مقدمه كوتاه سوال جوانان ما در رابطه با چگونگي ارتباطات قبل از ازدواج چندان دور از ذهن تلقي نمی شود. قبل از هر چيز بايد متذكر شوم در اين پست منظور از رابطه جنسي مي تواند شامل گرفتن دست يكديگر شده تا نوازش و معاشقه و الي آخر! لذا در اين پست همه اينها را رابطه هوس آلود تلقي كرده و وارد جزئيات نشده و متذكر مي شوم اين گونه روابط متاسفانه بين بسياري از جوانها وجود دارد و البته نوع و چگونگي آن هم بسته به شخصيت و تربيت و اصالت افراد متغير است. همان طور كه اشاره شد بسياري از خانم ها عنوان مي كنند در روابط قبل از ازدواج شان با مردها ، عده اي از مردها خواهان داشتن روابط هوس آلود هستند! گاهي مردها ادعا مي كنند اگر عاشق من هستي و يا من را دوست داري... اگر مي خواهي عشقت را ثابت كني و من تنها عشق تو در زندگيت هستم ... (و هزار اگر ديگر كه با توجه به حساسيت عاطفي زنها از اين بعد وارد مي شوند) بايد با من رابطه بيشتري داشته باشي! و گاهي در قبال مخالفت زنها اين گونه رفتار را نشانه امل بودن و دور از تمدن بودن و تفكر سنتي و قديمي مي دانند و ادعا مي كنند چنين زناني جايگاهي نخواهند داشت! البته همانطور كه قبلا اشاره كردم تربيت و اصالت فرد در نوع برخوردش با چنين مسائلي نقش مهمي را ايفا مي نمايد. چند نكته قابل تذكر است كه به قول معروف از ما گفتن است ، حال شنيدن و عمل كردن يا نكردن به آن بستگي به انتخاب شخص دارد. عاشق هرگز و هرگز براي معشوق شرط و شروط قرار نمي دهد و اگر و اما هم نمي آورد. يك عاشق واقعي هرگز حرمت و تقدس عشق را با هوي و هوس و لذت معاوضه نمي كند. عاشق واقعي هرگز به تمايلات جنسي توجه نمي كند بلكه بيشتر به روح معنوي عشق اهميت مي دهد. عاشق واقعي كه هدفش وصال يار است چون در نهايت به ازدواج مي انديشد مي داند كه در آينده در كنار يار به لذتهاي ديگر خواهد رسيد لذا هيچ عجله اي براي داشتن روابط غير معنوي نخواهد داشت. مگر اين كه كسي عاشق نباشد و قصد ازدواج نداشته باشد و هدفش يك ارتباط كوتاه مدت باشد كه بخواهد در اين مدت كوتاه سواستفاده هم بنمايد. چند جمله از چند بزرگ مي نويسم در اين جملات دريايي از معنا وجود دارد كه اگر كسي كمي به عمق اين جملات فكر كند مسلما راه درست را در زندگي خواهد يافت و نياز به هيچ مشاوره اي در اين رابطه نخواهد داشت. ناپلئون بناپارت گفته: عشق گوهري است گرانبها ، اگر با عفت توام باشد. و نيز گفته است: عفت در زن مانند شجاعت است در مرد، من از مرد ترسو هم چنان متنفرم كه از زن نانجيب. باربارادي آنجليس مي گويد: به گونه اي از عشق و شور خود مراقبت و پاسداري كنيد كه گويي گرانبهاترين دارايي شماست. ودر جايي ديگر مي گويد: عشق ماندگار هرگز برجاذبه جسماني ميان شما و معشوق كه همواره در حال تغيير است متكي نيست. چارلي چاپلين در نامه اي به دخترش مي نويسد: دخترم: هيچ كس و هيچ چيز ديگر را در اين جهان نمي توان يافت كه شايسته آن باشد كه دختري ناخن پاي خود را به خاطر آن عريان كند. برهنگي بيماري عصر ماست. به گمان من، تن تو بايد مال كسي باشد كه روحش را براي تو عريان كرده است. در شرايطي كه عشق حكمفرماست هرگز عشق را با چنين خواهش ها و روابطي آلوده نكنيد. در مواردي هم كه عشق وجود ندارد و دو نفر قبل از ازدواج روابطي جهت آشنايي و شناخت با يكديگر برقرار مي كنند مسلما بايد عقل و منطق در ميان باشد و بي شك عقل و منطق نيز هر گونه رابطه خارج از حد و مرز را نخواهد پذيرفت. عقل و منطق مي گويد هرگز اجازه سواستفاده از خودتان را به ديگران ندهيد. و هرگز شخصيت و غرور خود را به خاطر لذتهاي زودگذر خرد نكنيد. در سنين نوجواني و جواني به علت خصوصيات اين دوره از زندگي شايد بعضي ها درگير هوي و هوس و غرايز سركش خود قرار بگيرند و در لحظات كوتاهي خود را به دام اين بعد از نفسانيات بياندازند ودر اين لحظات در كنار جنس مخالف احساس لذت وافري داشته باشند و با روابط نادرست احساس سرمستي و سرخوشي و لذت نمايند و در آن لحظات تصور كنند كه خوشبخت ترين دلداده ها هستند و در اوج سعادت مي باشند و هيچ چيز نمي تواند بين آنها فاصله بيندازد. و حاضر نيستند اين خوشي و لذت را با چيز ديگري عوض كنند. ولي مطمئن باشند اين گونه احساسات عميق و پايدار نيستند و براي لحظه اي و مدت كوتاهي ارضا كننده مي باشند. و در اصل آني و زود گذر هستند. اگر كسي به دنبال احساس لذت واقعي و سعادت حقيقي است بايد در روابط خود ازعقل و منطق و درايت كمك بگيرد و بر خواهش هاي نفساني خود غلبه كند و هر گونه لذت جويي و توجه به غرايز را براي بعد از ازدواج قرار دهد. پاكدامني و عفت در همه ملل و اقوام و فرهنگ ها و كشورها و اديان و آئين ها ستودني است و مختص قشر خاصي نبوده و نيست. و به همين دليل در همه كشورها براي ازدواج آئين مخصوصي با توجه به قوانين و فرهنگ هر ملتي وجود دارد ودر همه ملل ازدواج در چهار چوب ضوابط فرهنگي و قانوني خاصي انجام مي شود. در همه آئين ها تداوم عشق ورزي تنها در ازدواج، پسنديده شمرده مي شود و شايد به همين دليل هم در همه جوامع ازدواج همراه با برپايي جشن و سرور است ودر اين محدوده بسيار پسنديده هم تلقي مي شود. ولي متاسفانه امروزه در جامعه خودمان مي بينيم كه بعضي از جوانان بي بندوباري و بي حرمتي را نشانه تمدن دانسته و گاهي حتي در ملاء عام نيز بسياري از روابط شخصي خود را آشكار و علني مي سازند. مثلا من بارها در پارك يا سينما و محل هاي عمومي ديده ام كه دو جواني كه هنوز دهانشان بوي شیر مي دهد آن چنان در آغوش يكديگر فرو رفته اند و در حال معاشقه و گفتگو هستند كه انگار اصلا توجهي به اطراف خود ندارند و هيچ كسي را نمي بينند! حال تصور كنيد اگر در خلوت باشند چه اتفاقي مي افتد! زنها بدانند كه در هر گونه از روابط جنسي اين مردها هستند كه بيشترين سود و لذت عايدشان مي شود. توصيه مي شود هرگز حرمت و تقدس عشق را از بين نبريد و اجازه سواستفاده از خودتان را به ديگران ندهيد. به مردها هم توصيه مي شود به خاطر لذت هاي آني و زودگذر شخصيت و غرور و مردانگي خود را زير پا له نكنيد. قبل از ازدواج عاقلانه رفتار كنيد و يكديگر را كاملا بشناسيد و مطمئن باشيد بعد از ازدواج وقت زيادي براي خرج كردن احساسات و استفاده از لذائذ زندگي خواهيد داشت. لذا با اراده و غلبه بر نفسانيات در هر دوره از زندگي خود استفاده خاص و درست را از همان دوره داشته باشيد . انسان از تولد تا مرگ دوره هاي خاصي دارد كودكي ، نوجواني ، جواني و ميانسالي و پيري . و آدم عاقل در هر دوره رفتار مخصوص آن دوره را انجام مي دهد . به اين معنا كه از يك كودك نمي پذيريم چون يك پير رفتار كند. لذا در نظر داشته باشيد در دوران قبل از ازدواج و پس از ازدواج نيز تفاوت هايي وجود دارد كه مختص همان زمان است و بايد سعي شود در چهارچوب ضوابط خاص آن دوره رفتار شود. تلاش نماييد هميشه حدود و مرزها را رعايت كنيد. به اميد آن كه همه جوان هاي ما راه درست را انتخاب كنند و سعادتمند شوند.
|
|
+ نوشته شده در
87/05/30ساعت 1:27 توسط نسرین ابراهیم زاده |
|
|
با سلام
اين وبلاگ در مسابقه برترين وبلاگ مرداد ماه شركت نموده است.
از شما خوانندگان محترم خواهشمندم مطالب اين وبلاگ را مطالعه نماييد
و اگر آن را شايسته راي خود دانستيد به آن راي دهيد .
از همكاري شما سپاسگزارم. براي دادن راي به سايت نايت اسكين مراجعه شود.
سپس در كادر جلوي نام ازدواج موفق تيك زده و در انتها دكمه vote را كليك نماييد.
با تشكر فراوان |
|
+ نوشته شده در
87/05/04ساعت 14:29 توسط نسرین ابراهیم زاده |
|
|
۱- به شخصيت همسرمان احترام بگذاريم. ۲- ارتباط كلامي و عاطفي گرم و صميمانه اي با همسرمان داشته
باشيم. ۳- به همسرمان به عنوان حامي و پشتيبان نگاه كنيم. ۴- با جملات زيبا از همسرمان دلجويي كنيم. ۵- همسرمان را با ديگري مقايسه نكنيم. ۶- آراستگي و نظافت را فراموش نكنيم. ۷- خود را به جاي همسرمان بگذاريم. ۸- مقابله به مثل نكنيم. ۹- از ازدواج خود اظهار پشيماني نكنيم. ۱۰- قدرشناس باشيم. ۱۱- خوش قول باشيم. ۱۲- راستگو باشيم. ۱۳- با يكديگر مهربان باشيم. ۱۴- عفو و گذشت داشته باشيم. ۱۵- صحبت پذير و قهر گريز باشيم. ۱۶- مثبت نگر باشيم. ۱۷- رفتارهاي مثبت همسرمان را تحسين كنيم. ۱۸- شاد باشيم. ۱۹- كم توقع باشيم. ۲۰- صبور و با حوصله باشيم.
|
|
+ نوشته شده در
87/04/19ساعت 11:45 توسط نسرین ابراهیم زاده |
|
|
يكي از مشكلاتي كه بعضي جوانان با آن مواجه مي شوند اين است كه دو جوان يكديگر را مي پسندند و قصد
ازدواج دارند ولي خانواده يكي يا هر دو مخالف ازدواج آنها مي باشند در چنين موقعيت هايي مشكلاتي براي
جوانان پديد مي آيد و آنها را بر سر دو راهي هاي متعددي قرار مي دهد.
به نظر شما در چنين شرايطي چه تصميمي بايد گرفت؟
به نظر من نسخه خاص و واحدي را براي همه نمي توان پيچيد، گاهي حق با جوانان است و گاهي حق با
خانواده ها مي باشد. مواردي ديده شده كه جوانان بدون در نظر گرفتن تجارب بزرگترها اقداماتي نموده اند
ودر آينده باعث پشيماني شان شده است .
همين طور نمونه هايي را هم ديده ايم كه جوانان بدون در نظر گرفتن خواسته هاي خود تن به خواسته
خانواده ها داده اند و در آخر پشيمان بوده اند و مشكلات عديده اي هم داشته اند.
البته موارد نتيجه بخش مثبت راهم مي توان مشاهده نمود. لذا بطور كلي نمي توان هميشه حق را به
بزرگترها يا جوانان داد.
توصيه مهم اين است:
جوانان وقتي اقدام به ازدواج نمايند كه به بلوغ فكري ، فرهنگي، اجتماعي و مالي رسيده باشند و در چنين
موقعيتي استفاده از تجارب ديگران و تطبيق آن با شرايط و خواسته هاي خود بدون شك يكي از راه هاي
منطقي براي داشتن بهترين انتخاب در امر ازدواج خواهد بود كه مسلما" نتايج مثبت فراواني نيز در پي
خواهد داشت.
البته گاهي افراد به دلايل گوناگون فقط خود را محق مي دانند و نمي توانند به طريق منطقي دلايل و خواسته
هاي ديگران را بشنوند يا بپذيرند.
مسلم است كه هر كسي براي مخالفت خود بايد دلايل منطقي داشته باشد كه در چنين شرايطي آسان تر مي
توان مشكلات را مرتفع نمود.
اگر جوانان به خود ايمان داشته و خود را محق مي دانند بايد سعي كنند نقطه ضعف ها و ايراد هايي را كه
موجب مخالفت گرديده برطرف كنند و با مذاكره و عملكرد خود طرف مقابل را توجيه نمايند . گاهي لازم است
تغييراتي در خود ايجاد كنند بايد با روشي مناسب با شرايط فردي خود، توانايي ها و اخلاقيات و درونيات
واقعي و حقيقي و مثبت خود را بروز دهند كه بدون شك اگر فردي مناسب و مثبت باشند مي توانند نظر طرف
مخالف را تغيير داده و موافقت لازم را كسب نمايند.
ازدواج هايي كه با موافقت دو جوان و خانواده ها انجام مي شود از شيريني و حلاوت بيشتري برخوردار
خواهد بود.
البته به بزرگترها هم توصيه مي شود ، سختگيري هاي بيهوده و موانع دست و پا گير را از سر راه جوانان
بردارند . گاهي سختگيري هاي بيش از حد موجب مي شود حرمت و احترام آنها نزد جوانا ن از بين برود .
وظيفه بزرگترها اين است كه راه درست را با دليل و برهان نشان دهند ولي از سختگيري بپرهيزند و
مسئوليت اتخاذ تصميم نهايي را به عهده خود جوانان قرار دهند. |
|
+ نوشته شده در
87/04/04ساعت 14:44 توسط نسرین ابراهیم زاده |
|
|
خانمي با تحصيلات دكتري عنوان مي نمود همسرش به بهانه تربيت بهتر فرزندان ادعا كرده اگر مي خواهي
به زندگي مشتركمان ادامه دهيم بايد شغل خانه داري را انتخاب كني و خانم با توجه به زحمتي كه در راه
كسب مدارج علمي كشيده بود نمي توانست بپذيرد كه يك عمر تلاش و هزينه خود و جامعه را بيهوده هدر
دهد لذا در فكر جدايي بود.
امروزه شاهد حضور فعال زنان در عرصه هاي علمي و اجتماعي و فرهنگي و سياسي هستيم و اين حضور
روز به روز بيشتر و پر رنگ تر مي شود. زن امروز نسبت به زنان ديروز تغيير زيادي كرده و اين تغييرات
مورد پذيرش اكثر مردم قرار گرفته و هر روز بيشتر قابل درك خواهد شد. ولي متاسفانه هنوز كساني هستند
كه با توجه به عقايد پيشينيان نتوانسته اند خود را با اين تغييرات وفق دهند و مخالف حضور زنان در عرصه
هاي مختلف مي باشند. البته ما بحث درستي يا نادرستي اينگونه عقايد را نداريم زيرا عقيده هر شخص براي
خودش قابل احترام مي باشد ولي توصيه ما اين است كه روشي داشته باشيم تا از بروز بحران در خانواده
جلوگيري شود.
زيرا مردان مخالف با حضور زن در جامعه در مواجهه با زنان موافق حضور زن در عرصه هاي گوناگون
با مشكلاتي روبرو مي شوند كه ممكن است سبب ايجاد تنش و بحران در خانواده ها شود.
بعضي از مردان به طور كل با حضور زن در عرصه هاي علمي و يا اشتغال مخالفند و و عده اي ديگر براي
زنان شرايط محدود كننده اي وضع مي كنند . مثلا" حضور در محيط هاي كاملا" زنانه و يا دور نبودن از
خانه و نداشتن هيچ گونه ماموريت و سفر و يا شب كاري و بسياري از شرايط محدود كننده ديگر.
به اين گروه مردان تاكيد مي شود قبل از ازدواج موضع خودشان را مشخص نموده و كاملا" صريح و
روشن عقايد خود را بروز دهند و مشخص نمايند كه در جامعه امروز آيا مشوق و همراه زنان هستند يا
مخالف و مانع آنان مي باشند؟
در مقابل چنين مرداني زنان به چند گروه تقسيم مي شوند . عده اي با رضايت خاطر و بدون هيچ مشكلي
خواسته مردان را مي پذيرند. عده اي ديگر با در نظر گرفتن دلايل و شرايط خاص خودشان با نارضايتي و به
اجبار تن به خواسته مردان مي دهند. كه البته اين نارضايتي دروني مي تواند مشكلات دروني و روحي خاص
خودش را در پي داشته باشد . از قبيل احساس ضعف و سرخوردگي و عدم اعتماد به نفس و غيره. عده اي
ديگر از زنان به هيچ عنوان حاضر نيستند به خواسته اين گونه مردان توجه كنند و همين امر موجب ايجاد
بحران و كشمكش در خانواده مي شود و در بعضي موارد زنان مجبور مي شوند به خاطر عقايد و خواسته
هايشان جدايي از همسران را انتخاب نمايند ولي از اهداف خود چشم پوشي نكنند.
اذعان داريم كه تغييرات فرهنگي و عقيدتي در كل جامعه نيازمند گذر زمان است وليكن در چهار چوب زندگي
فردي مان مي توانيم بهترين گزينه را انتخاب كنيم.
لذا توصيه مي شود زنان ابتدا براي شخص خودشان اهداف و آمال و آرزوهايشان را مشخص كنند و ميزان
انعطاف پذيري خودشان در راه رسيدن به خواسته هايشان را نيز تعيين نمايند .آيا جزء زناني هستند كه
حاضرند به خاطر همسر وفرزند و يا شرايط ديگر خانوادگي از اهداف علمي يا شغلي خود چشم پوشي كنند و
يا در محدوديت هاي خاص قرار گيرند و يا به هيچ عنوان ، هيچ شخص و هيچ شرايطي نمي تواند مانعي
براي آنها محسوب شود؟ وقتي موضع عقيدتي خود را مشخص كردند قبل از ازدواج واضح و روشن عقايد
خود را بيان كنند و حتي اگر لازم مي دانند در عقد نامه جزء شرايط ضمن عقد متذكر شوند. و عنوان كنند كه
در راه كسب علم و يا اشتغال هيچ كس و يا هيچ چيز نبايد مانع آنها شود .
متاسفانه گاهي افراد قبل از ازدواج از ترس اين كه به وصال هم نرسند و و فقط براي اين كه ازدواجي
صورت گيرد بسياري ازشرايط وعقايد خود را بروزنمي دهند زيرامي ترسند ماهيت دروني شان آشكار شده
و طرف مقابل منصرف شود. لذا پيش خود متصور مي شوند كه مهم نيست در آينده يك جوري با همسرم كنار
مي آيم و يا به نحوي همسرم را مطابق ميل خودم قانع مي كنم وخلاصه با تصوراين كه درآينده مشكلات را
به نحوي حل خواهند نمود قبل از ازدواج در مورد مباحث مختلف هيچ گفتگويي نمي كنند. و متاسفانه در
بسياري از موارد بعد از ازدواج تصوراتشان غلط از آب در مي آيد و نمي توانند به سادگي مشكلات را حل
كنند و همين امر موجب تنش و بحران در خانواده مي گردد.
پس توصيه مي شود قبل از ازدواج در مورد همه مسائل حتي پيش پا افتاده ترين موارد نيز با هم به بحث و
تبادل نظربپردازيدوشرايط خود را كاملا" واضح وآشكاربيان كنيدوميزان انعطاف پذيري خود راصادقانه
متذكر شويد و هرگز به خود وعده ندهيد كه در آينده مشكلات را حل خواهيد كرد سعي كنيد قبل از مواجهه با
مشكل آن را بررسي كرده و راه حل هاي مختلف را مورد توجه قرار داده و بعد تصميم بگيريد. در غير اين
صورت در آينده بايد تاوان عدم دورانديشي خود را بپردازيد. |
|
+ نوشته شده در
87/02/29ساعت 12:25 توسط نسرین ابراهیم زاده |
|
|
ضمن تبريك سال نو براي همه هموطنان عزيزم آرزوي سلامتي و موفقيت و شادكامي دارم.
قصد دارم در سال جديد روشي نو را در ادامه اين وبلاگ بكار گيرم.
بدين ترتيب كه سوالات و مشكلات مطرح شده را منعكس كنم زيرا امكان دارد هر كدام از آنها،
سوال يا مشكل مشابهي براي ديگران نيز باشد. از طرفي پاسخ شخصي من و نظر ارزشمند شما
عزيزان در بخش نظرات ممكن است كليد يا راه حل مناسبي براي دوستان قرار گيرد. كه هر
شخصي با توجه به شرايط خاص خودش مي تواند راه حل مناسب را برگزيند.
در اصل هدف اين است كه محيطي فراهم شود تا از تجربيات و مشورت هاي يكديگر بهره مند
شويم.
آقايي عنوان نمودند كه در شرايط مناسبي هستند و قصد ازدواج دارند لذا از طرف اطرافيان
چندين خانم به ايشان معرفي شده . از بين آنها، ايشان دو نفر را مناسب دانسته اند يكي از
آنها جزء اقوام نزديكشان است و ديگري خواهر دوست صميمي شان مي باشد. نكته اي را كه
متذكر شدند اين است كه نسبت به هيچ كدام، گرايش عاطفي و عشقي ندارند و معتقدند ازدواج
براساس مسا ئل عقلاني بايد صورت گيرد و عشق بعد از ازدواج ايجاد شود. از طرفي در
انتخاب اين دو گزينه دودل بودند زيرا تصور مي كردند انتخاب هر يك از آنها منجر به از هم
گسيختگي رابطه فاميلي يا دوستي طرف ديگر خواهد شد. و همين تصور تصميم گيري را
برايشان دشوار مي ساخت.
اميدوارم شما دوستان در قسمت نظرات، پيشنها دهاي منطقي و مناسبي براي افرادي كه در چنين
شرايط مشابهي قرار مي گيرند ارائه دهيد. شايد كليد مشكل گشايي براي اين اشخاص باشد.
به نظر من اگر در ازدواج عشق و محبت دخالت داشته باشد مسلما" گرايش قلبي در
تصميم گيري تاثير به سزايي خواهد داشت. ولي گاهي افراد هيچ دلبستگي عاطفي ندارند و
بسياري از ازدواج ها در جامعه ما در چنين شرايطي صورت مي پذيرد، شعار اين دسته اين
است كه انتخاب عاقلانه شرط زندگي و ازدواج عاشقانه در آينده است.
كه البته در چنين مواقعي بايد بسيار سنجيده عمل شود. و معيار ها و اهداف خود را دقيقا"
مشخص نماييد.
فرض كنيد قدرت اين را داريد كه همسر آينده تان را خودتان خلق كنيد!
در چنين شرايطي چه ويژگي هايي اعم از معنوي و اخلاقي و ظاهري و مادي در نظر
مي گيريد؟
همه آنها را با توجه به ميزان اهميت خودتان در صفحه اي بنويسيد بعد كانديداهاي خود را با آن
چه نوشته ايد مقايسه نماييد .هر كدام كه به آما ل و آرزوها و اهداف شما نزديك تر يا شبيه تر
باشد مسلما" در نزد شما مطلوب تر خواهد بود.
كه البته معيار ها و اهداف، براي افراد مختلف ، متغير است و هر كس نسخه خاص خودش را
دارد و نمي توان يك فرمول و راه و روش را براي همه عنوان نمود و اين با توجه به ماهيت
فردي و اجتماعي و شخصيتي و فرهنگي و تربيتي افراد متفاوت مي باشد.
به نظر من نكته مهم اين است كه در امر ازدواج بايد خودخواه بود و فقط بايد به سعادت و
خوشبختي خودمان بينديشيم و بس .
زيرا اگرفرداحساس رضايت وخوشبختي دروني واقعي داشته باشد مي تواند اين احساس را به
ديگران و محيط خانواده و اجتماع خود بخصوص به همسر و فرزندان خانواده نيز منتقل نمايد.
به عكس اگر فرد احساس عدم رضايت و خشنودي داشته باشد پيامدهاي منفي ، پيرامون خانواده
و اجتماع بروز خواهد نمود.
لذا اگر فرد خوشبخت باشد مي تواند همسر و فرزندان خوشبختي را هم داشته باشد به همين دليل
است كه مي گويم صفت خودخواهي كه همه جا مذمت شده دراينجا بسيارمي تواند پسنديده باشد.
اگر شخصي تحت تاثير ديگران و يا نگران از نوع روابط و يا شرايط تن به ازدواجي دهد كه
نارضايتي دروني فرد را دربرداشته باشد مطمئن باشد اين نارضايتي در آينده سبب
مي شود همه آن ترس ها به وقوع پيوسته و همه روابط و افراد درگير آن خانواده در شرايط
نامساعد قرار گيرند و عدم خوشبختي يك خانواده باعث مي شود همه افراد نزديك خانواده نگران
و ناراضي باشند و اين بسياري از روابط را نيز مختل مي نمايد لذا اگر قرار است رابطه اي
مخدوش شود بهتر است اين اتفاق قبل از ازدواج رخ دهد با اين تفاوت كه لااقل شخص در آينده
احساس رضايت از زندگي شخصي خود را خواهد داشت .
از طرفي دوستان و اقوام اگر روابط شان براساس عقل و منطق و محبت واقعي بنا شده باشد
|